eitaa logo
آندیا!
1.8هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
116 ویدیو
1 فایل
تو غم‌ انگیزترین شعرِ جهان هم باشی ، من تو را با دل و جان میخوانم! ناشناسِ: https://daigo.ir/secret/78246433 اگه دایگو براتون نیاورد : https://harfeto.timefriend.net/17505946330786
مشاهده در ایتا
دانلود
آدمی که بده، بده. ضربه میزنه امروز نزنه فردا میزنه، فردا نزنه یه ماه دیگه یه سال دیگه بالاخره ضربه میزنه؛ چون اصلا براش هیچی مهم نیست که تو کی‌ هستی.
آدما فقط وانمود میکنن که می‌فهمنت، یعنی ممکنه وقتی داری به پهنای صورتت اشک می‌ریزی و از اتفاقی که قلبتو تیکه تیکه کرده میگی، نگات کنن و بگن"ای بابا، چرا انقدر سخت میگیری! باور کن میگذره..."جدی؟ میگذره؟ پس چرا من با گذشت این همه وقت هروقت یاد اون ماجرا میفتم از شدت ناراحتی قلبم تیکه تیکه میشه و دلم میخواد که دوباره گریه کنم؟
اون دیالوگه بود که میگفت : « من هر روز همینقدر خسته ام فقط امروز حوصله ی گول زدنِ خودم و بقیه رو ندارم » عمیقا میفهمم چی داره میگه.
یه جا خوندَم نوشته بود : وقتی تن کسی رو زَخمی کنی دیگه بعدش نوازش کردنش فقط دردشو بیشتر میکنه و چقد قشنگ و درست بود .
عُمرم ز دیر آمدنت، رفتهِ رفته، رفت
بگرد دنبال لذت هایی که پایان ندارد.
یه متن دیدم که نوشته بود: "زنده ایم تا بقیه عزادار نشن" چه وصف حال غریب و صحیحی بود از وضعیت خیلیامون. ادامه دادن صرفا بخاطر کسایی که دوسشون داریم؛نه خودمون...
شایع تو یکی از آهنگش یه نصیحت خیلی خوب میکنه که باید قاب بگیریم بزنیم سَر در زندگیمون، همونجا که میگه: « هرجایی ها رو تحویل نگیر هرجایی نرو شأن داشته باش اهمیت نده از کی حرف میشنوی بی اهمیت به همه شک داشته باش برمیاد همه چی از همه»
آب وقتی به نقطه‌ی جوش میرسه دیگه دماش افزایش پیدا نمیکنه؛ تغییر حالت میده و از مایع به بخار تبدیل می‌شه. این قضیه راجب انسان ها هم صدق میکنه، اونا هم یک نقطه‌ی شکستن دارن که از اونجا به بعد چیزی باعث افزایش غمشون نمیشه، تغییر حالت میدن و به انسان دیگه‌ای تبدیل میشن...
مودم؟ خستم، یه افسردگی دارم که همش در حال انکار کردنشم، دایره ی آدمای دورم به صفر رسیده و تنهام، صبحا به زور بیدار می‌شم و شبا روی تخت گریه می‌کنم، حوصله ی مطلقاً هیچ کاریو ندارم، عصبیم و می‌خوام همرو قتل عام کنم، صداها و آدما رو مخمن، اعتماد به نفسم رسیده به زیر خط فقر و حس می‌کنم زشت و حوصله سر برم، آهنگا تکرارین، آینده مبهمه و گذشته کامل پاک نشده. دهنم باز نمیشه حرف بزنم و یکسره تو خودمم. رویاهام سیاهن و مغزم توانایی مثبت بافی رو نداره. یه خواب طولانی می‌خوام که دیگه ازش بیدار نشم. تموم.
ولی تو حواست نبود که... وقتی تو ماشین درد وُ دل میکردی برام من از دورترین مسیر میرفتم تا تو بیشتر برام حرف بزنی : ))
دقت کنید به کی پناه می برید شاید طرف پناهگاه عمومی باشه.