اطرافیان من اینجورین که اونا حق دارن از من ناراحت بشن ولی من حق ندارم ازشون ناراحت بشم وگرنه ناراحت میشن🤌🏿
مشکل خیلیامون اینه که خودمونو همونجوری که هستیم نمیپذیریم و میخوایم شبیه کسایی باشیم که ازشون خوشمون میاد و الگو میگیریم ازشون.
اگه خود واقعیمون باشیم و رو نقاط قوتمون متمرکز باشیم، حداقلش اینه که راحتتر زندگی میکنیم، مثلا خودم چند سال پیش فهمیدم بامزه نیستم و کنار اومدم باهاش.
ازون به بعد دیگه هیچوقت سعی نکردم تو جمع بامزه بازی دربیارم، جوک یا خاطرهی خندهدار تعریف کنم و…
قطعا هرکسی تو یه زمینهای خوبه، قرار نیست همه بامزه، فاخر یا… باشن.
با خود واقعیت کنار بیا و فیک نباش، حتی اگه اونجوری که تو ذهنته خفن نیستی، مطمئن باش کمکم خودتو پیدا میکنی.
متوجه شدم آدما هیچوقت عوض نمیشن ، فقط
بعد از مدت ها خسته میشن از تظاهر کردن
و تصمیم میگیرن خود واقعیشون رو نشون بدن ،
فقط همین .
یه "قربونت برم" ساده
نه اونُ پرو تر میکنه نه تورو کوچیک
یه "دوست دارم" ساده موقع خداحافظی
نه اونو پر توقع میکنه نه تورو بدهکار
یه "چقدر خوشگل شدی امروز" خشک و خالی
نه اونو هوایی میکنه نه تورور بی غرور!
اوجِ مغرور بودن اونجاست که واسه آدمایی که
واقعا دوسِش داری بی غرور ترین آدم دنیا باشی!
انقدر حالش بد بود ک نمیتونست رو پاهاش وایسه،سوارش کردم
گوشیشو در آورد دیدم داره یچیزایی تایپ میکنه،
حالش بد شد ماشینو نگه داشتم،وقتی داشت
پیاده میشد گوشیش افتاد،برداشتم
دیدم برا يكی نوشته:
بعد تو غرق شدم تو دنیایی ک ازش متنفر بودم:)!
"اونجا بود ک فهمیدم بعضی آدما چرا بد میشن..