من خیلی جاها نیاز داشتم یکی بگه کمک نمیخوای؟ هیچکس نبود، خودم درستش کردم.
خیلی جاها نیاز داشتم یکی بگه میخوای حرف بزنیم؟ هیچکس نبود، گریه شد حرفام .
خیلی جاها نیاز داشتم یکی بگه بریم یه چرخی بزنیم؟ هیچکس نبود با خودم چرخیدم ...
خیلی جاها نیاز داشتم یکی واقعی بگه دوست دارم هیچکس نبود، بی ذوق سَر کردم..
خیلی جاها نیاز داشتم یکی بگه این پولو بزار جیبت، تا انقد سخت نگذره بهت هیچکس نبود، سگ دو زدم!
خیلی نیاز داشتم یکی بگه فدا سرت شده دیگه هیچکس نبود، خودخوری کردم..
خیلی جاها نیاز داشتم دلسوزانه یکی راه نشونم بده هیچکس نبود، اشتباه کردم و زمین خوردم .
ببین من خیلی جاها به خیلی چیزا نیاز داشتم و نبود دیگه نیاز به کسی نیست نبود و نخواهد بود ، ترسم از تنهایی ریخته..
اگه بهت اهمیت میدم،اگه بهت میگم برام مهمی لطفا باور کن،چون از نظر همه من یه عوضیه بی احساسِ مغرورم که هیچی براش مهم نیست.
قویتر از قلب یه آدم داریم مگه ؟ هربار
به بدترین شکل خورد میشه و باز ادامه
میده به زندگی ..
هدایت شده از ‹اغمــٔـا›
لحظه ای میرسد که آدم از همه چیز دست میکشد چون عاقلانه ترین کار همین است:))!
آندیا!
لحظه ای میرسد که آدم از همه چیز دست میکشد چون عاقلانه ترین کار همین است:))!
برگردند آمار قبلیشون؟
حتی اگه یه روزی خواستی بری ؛ جوری ازش خداحافظی کن که تصویر قشنگی از تو براش به جا بمونه :)