منم یه روز آدم خوبی بودم ، ولی خوبیم ، محبتم ، دوست داشتنم ، مهربونیم ، همه و همه عواطف و احساسات مثبتم تلف شد و الان تبدیل به آدمی شدم ، که سرشار از احساساتی مثل خشم ، درد ، نفرت ، کینه ، عصبانیته و بیمحلیه .
افسردگی همیشه غم عمیق نیست ، یهوقتایی اینجوریه که بیتفاوت میشی و حوصلهی هیچ تغییر و اتفاق جدیدی رو نداری .
یهشبایی تو زندگیِ آدمیزاد هست که بعد از ساعتها فکر و خیال، به خودش میاد و میبینه روحش، از اعماق وجود داره گریه میکنه،ولی از چشماش هیچ اشکی نمیاد !
میگفت هروقت یاد گرفتی تنهایی حالت با خودت خوب باشه دیگه هیچچیزی نمیتونه آزارت بده،
راست میگفتش:)
وقتی داری میری خوب به همه چی فکر کن ؛
به قول شادمهر :
شاید یه روز سرد
شاید یه نیم شب ؛
دلت بخواد بشه
برگردی به عقب (':