از جون و دل تلاش میکنی، تلاش میکنی
تلاش میکنی، میری تو سیرِصعودی، موفق
میشی و فقط یه اشتباه تمومِ تلاشاتو حالِ
دود میکنه میبره هوا.
هنوز در آن قفسه کتاب خانه که
کتاب ها بهم آرامش میدادن مانده بودم
آدم هایی که با لذت به کتاب ها مینگریدند
در میان کتاب ها خاطرات ، افکارشون رو به یادگار می گذاشتند .
من متعلق بودم به کتاب هایی که دست هایم را میگرفتند و مرا به رقص پرواز دعوت میکردند
یا کتاب هایی که خاطرشون در ذهنم هک شده بود ، عاشقانه می طلبیدم چنین زیبایی را:)
وقتی واسه یه نفر کم نمیزارید ولی اون بازم ولتون میکنه و میره، دقیقا دلیلش همینه که واسش کم نزاشتید!
اگه بخوام یه خلاصهیِ کامل از زندگیم ارائه
بدم؛ به مزخرفترین شکلِ ممکن دارم روزایِ جوونیمو بدونِ اهمیت به کار و درس
و آیندم میگذرونم، همین.
گذشتِ زمان این مدلیه یروز تمومِ چیزایی
که دوسشون داری از چشمت میوفتن ولی
عوضش عاشقِ تموم چیزایی میشی که یه
روز ازشون متنفر بودی.