تا میای و خودتو جمع کنی و به خودت بیای یسری اتفاقات از آسمون واست نازل میشن تا همون لحظه به هر نحو و شکل ممکنی روز و حالتو خراب کنن؛
از لحاظ روحی به یک بغل بزرگ احتیاج دارم؛ به شنیده شدن صدای محکم و مطمئنی که بی انتظار و بدون منت بهم بگه درست میشه، درستش میکنیم، نترس، اضطراب نداشته باش، همه چی خوب میشه، من کنارتم، مواظبتم، حواسم بهت هست، کمکت میکنم، هواتو دارم. خوب میشی .
یکی از مودترین دیالوگ های سریال برادرم خسرو میگفت ك :
اصلا دیگه نمیدونم چی حالم رو خوب میکنه !
میدونی چیه یه وقتایی غُبار یه غم هایی . .
رویِ دل آدمی میشینه ك این قابلیت رو داره تویِ
اوج خنده و خوشحالی یه آن تورو تکون بده !
و خندهت رو بی اثر کنه و یادت بندازه
چی به خودت و اطرافیانت گذشته . .
میدونی چیه؟
دلم گرفته اندازه تموم روزایی که زندگی کردم دلم گرفته،حالم بده،خستم،نمیدونم چجوری باید ادامه بدم دیگه
اینارو میبینی آقای رنگو؟ بعضیاشون قلبتو میشکنن، بعضیاشونم روی قلبی که خودشون نشکوندن چسب زخم میزنن.
خیالپردازی تا یه جایی لذتبخشه ،
ولی زیادهروی باعث میشه به جایی برسی
که ترجیح میدی تو ذهنت زندگی کنی
تا دنیای واقعی . .
سقوط از اینجا شروع میشه . .