کاش میشد برگردم عقب
نه برای جبران اشتباهاتم
برای اینکه تا یه سری هارو دیدم
بهشون اجازه ندم وارد زندگیم شن ...
یه شبایی بوده که آدرسشو به هیچکس ندادیم
شبایی که هیچوقت از یادمون نمیره
شبایی که صبحش دیگه همون آدم قبل نبودیم
شبایی که هنوزم وقتی یادش میوفتیم شب میشه...))
یه سوال دارم از زندگی ،
از آدمهای ِاطرافم ،
از دنیا ،
مگه من چقدر غیر ِقابل ِتحملم ،
که انقدر هرروز بیشتر از دیروز از تنهایی مچاله میشم ؟