با صدای آرامی زیر لبش این را تکرار ، زمزمه میکرد : دل نیست که در وی دلدار نگنجد، سندان بود آن دل که در او یار نگنجد
فراموشی در کار نیست نهایتش دیگه حرفی ازش نمیزنی...
آدما از یه جایی به بعد واسه هم تکراری میشن .. اگه از اون به بعد هنوزم بتونن از تکرارِ هم لذت ببرن اونجاس که معلوم میشه :
" آدمدرستیوانتخابکردهبودن .. "
همیشه حواسمون به رفتن هاست ولی کاش
یه بارم به نرفتن ها فکر کنیم اونایی که
دلشون رو شکوندیم ولی باز هم موندن..