غمگین ترین بخش ماجرا اینجاست ک؛
قبول کردی این آدمی ک جلوت نشسته دوسِت نداره، ولی ط هنوز دوسش داری :)
تا حالا از آخرین لایه قلبتون غمگین شدین؟ :)
یعنی عمیق ترین قسمتش!
انقد ک دستتو بذاری رو قلبت بگی تیر میکشه :)
ب این فکر میکنم ک ما چقد شکستیم، ضربه خوردیم، تا صبح گریه کردیم :)
بعد پتو رو زدیم کنار رفتیم مدرسه، دانشگاه، سرکار، پاشدیم ظرفارو شستیم، چای دم کردیم!
یعنی خواستیم ک یادمون بره چی گذشت :)
واسه همینه ک درد تو ی شب؛ چیزی از ما میسازه ک 365 روز خنده نمیسازه =)