آندیا!
دلیل از غمم میخواهی؟
بگذار بگویم :
" درد بی پایان ، که همه ی مرا فرا گرفته ."
شعرش را ما گفتیم
درد عشقش را ما کشیدیم
غصه اش را ما خوردیم
زجرش را ما کشیدیم
تا عاشقی را یادش دادیم
او عاشقانه ها را جای دیگری پس داد : )!
حقیقتش اینه که حالم خوب نیست ؛
عصبانیت و ناراحتی و خستگی داره از پا در میارتم ؛ قسمت بدش اونجاست توو نقطه ای از زندگیم ایستادم که هیچکی نیست حالم براش مهم باشه.
زندگیاش تقلای بیش از حد برای هرچیز بود؛ برای فراموشی، برای به دست آوردن و برای نگه داشتن:)