میخوام بدونی اگه از چیزی ناراحتی، اگه غمگینی، اگه دلت گرفته و یا هر گره و دردی که توی قلبِ کوچیکت هست، میتونی با من حرف بزنی. خودتو ازم دور نکن، قایم نشو، ساکت نباش، باهام حرف بزن؛ منم محکم بغلت میکنم و کنارت میمونم تا موقعی که همهی مشکلات تموم بشن.
چقدر خوبه بین این همه آدم یه نفر رو پیدا کنی که شبیه هیچکدوم از کسایی که میشناختی برات نباشه. دقیقا یه نسخهی بهتر از خودت، رو به روت قرار بگیره. نیاز نباشه خودتو تعریف کنی واسش و با یه نگاه بفهمه چی میخوای بگی. وقتی بهش تکیه کنی مطمئن باشی هر اتفاقی هم بیافته باز تو توان مقابله باهاشو داری. هر وقت که بغلش میکنی، انقدر احساس امنیت کنی که انگار خودتو بغل کردی. یه نفر که وقتی بهش نگاه کنی، احساس خوشبخت کنی از داشتنش.
از لحاظ روحی نیاز دارم :
به دل کندن و رفتن ، با یه یادداشت چسبیده به در یخچال : دنبالم نگردین قول میدم حالم که بهتر شد برگردم پیشتون.
یه وقتایی نمیدونم چمع!
نمیدونم چرا ناراحتم، بغض دارم،عصبی ام!
یه جورایی دلم پر از حرفایی میشه ک نمیدونم چیکارشون کنم..!
به کی بزنمشون اصن به زبون بیارمشون یا نه؟!
میدونی اینجور مواقع خودمم نمیتونم خودمو تحمل کنم
توفیلم«کفشهایمکو»
رضاکیانیاننقشاصلیفیلمآلزایمرداره؛
تویهسکانسزنشازشمیپرسهمنومیشناسی؟
اونممیگهنهفقطیادمهدوستداشتم .
دوستداشتنیهحسفراموشنشدنیه!