هرکاری میکنین نزارین کسی حس مزاحمت کنه به جرعت میتونم بگم چرت ترین و مزخرفت ترین حسیه که یه آدم میتونه تجربه کنه .
بدترین حال ممکن وسط بودنه؛ یه جایی که نه خوبی و نه بد، یه چیزی هستی بین این دو که نمیتونی تعریفش کنی، نمیتونی توضیحش بدی، نمیتونی بفهمونی که چی داره به سرت میاد.نه سقوط میکنی و نه صعود.
مثل مورچهای که افتاده توی ظرف عسل!
نمیتوانید ارزشِ چیزی را بفهمید ،
مگر اینکه احتمالِ از دستدادنِ آن را تجربه کنید .
کارما میگه:
تو هیچوقت بلایی که سر یه نفر اوردی و درک نمیکنی تا وقتی که همون بلا سر خودت بیاد.
هرکسی توو یه برهه دلش میخواد از زندگیش فرار کنه؛ این تنها چیزیه که توو وجود همهی آدما مشترکه
آیا اصلا هنوز قادر به خندیدن هستی؟
میترسم که خندیدن را در میان این مردمان تلخ کاملاً فراموش کنی.