شب دوباره همانیم؛ آزرده، غمگین، تنها و ترسیده از دنیا؛ حتی اگر تمام روز، در قویترین حالات ممکن یک انسان زیسته باشیم.
- با آنان که نا امیدت نمودند چگونه تا کردی؟
+ هیچ ، گذشتم « انگار که هرگز نبودهاند »
نمیدونم درکم میکنید یا ن
ولی همیشه بعد ی مدت کم کم کنار میذارنم
کم کم باهام سرد میشن
آخرشم انگار ن انگار منی وجود داشته :)
لازم نیست برای کسی که نمیفهمه توضیح بدی چه کارایی براش کردی و چقدر باهاش ساختی و چقدر به فکرش بودی. خودتو ازش بگیر؛ گذر زمان خودش همه چیز رو بهش میفهمونه...
چیزی که خوشحالم میکنه، همیشه دوره، کمه، چاقکنندهست، غیرقانونیه، داره مهاجرت میکنه، گرونه، تازه منو هم نمیخواد!
- بزرگ ترین اشتباه زندگیم بر میگرده به زمانی که کارای بقیه رو نادیده میگرفتم چون دوسشون داشتم و فکر میکردم این حس متقابله.
- آدما رو خسته نکنید از خوب بودن ، از مورد اعتماد بودن ، از ساده بودن ؛
اینروزا تنها چیزی که پیدا نمیشه ، آدمیه که کنارتون بمونه ، بدون اینکه به منفعتِ خودش فکر کنه.
آدما رو از آدم بودن خسته نکنید >>