واقعا خیلی بده چقدر منتظر بمونی و حتی از خوابت هم بزنی ولی اون اصلا واسش مهم نباشه و خودشو بزنه ب اون ، راه بعد بگه تو آدم مهمیهستی برام .
آندیا!
من بسیار آدمِ « شاید نتونم حالتو خوب کنم ولی میتونم باهات غصه بخورم » ای هستم.
من خیلی آدم « تموم کارات یادم میمونه و
هیچوقت یادم نمیره » ای هستم .
آنقدر امید به قلبم خیانت کرده که هر گاه به شادی کوچکی میرسم ، چشم انتظار اندوه پس از آن میمانم.
هیچ وقت یادت نره!
یادت نره کی کنارت بود
وقتی که هیچ کی کنارت نبود(:
خیلی حرف توشه ها . . .
- یکی از بزرگ ترین ترس هام اینه که کسی که میاد سمتم و بهم ابراز احساسات می کنه درگیره یکی تو گذشتش باشه و حرفایی که میزنه یه دیالوگای یه نمایشنامه باشه!( :
↲ بعضی آدمها دنيا رو زيبا ميکنند ؛ آدمايی که هروقت ازشون بپرسی چطوری، ميگن خوبم!( :
وقتی بهشون زنگ میزنی و بیدارشون میکنی، میگن بیدار بودم یا میگن خوب شد زنگ زدی!( :
وقتی ميبينن يه گنجشک داره رو زمين غذا ميخوره راهشون رو کج ميکنن که اون نپره!( :
اگه يخ ام بزنن، دستتو ول نميکنن بزارن تو جيبشون؛ آدم هايی که با صد تا غصه تو دلشون بازم صبورانه پای درد دلات می شينن!( :
همين ها هستند که دنيارو جای بهتری ميکنند مثل اون راننده تاکسی ای که حتی اگر در ماشينش رو محکم ببندی بلند ميگن : روز خوبی داشته باشی!( :
آدمهايی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان ميشوی، رو بر نميگردانند؛ لبخند ميزنند و هنوز نگاه ميکنند!( :
دوست هايی که بدون مناسبت کادو ميخرند و ميگويند اين شال پشت ويترين انگار مال تو بود يا گاهی دفتر يادداشتی، کتابی!( :
آدمهايی که از سر چهارراه، نرگس نوبرانه ميخرند و با گل ميروند خانه کسانيکه غم هيچکس را تاب نمياورند و تو را به خاطر خودت ميخواهند!( :
ای کاش میشد این ادم ها رو قاب کرد و به در و دیوار شهر زد ˒