هیچ کس متوجه اشک هات نمیشه ،
هیچ کس متوجه درد هات نمیشه ،
هیچ کس متوجه غم هات نیست ،
اما همیشه متوجه اشتباهاتت هستن و مقصر قصه تویی .
تو زبان عربی یه کلمه هست به اسم «الوُجُوم»
یعنی «دردی که صاحبش رو لال میکنه.»
و انگار خیلیامون بهش دچاریم.
جدی شما هم نمیدونین چتونه و چی میخوایین و چرا سر حال نیستین و چرا از همه بدتون میاد و چرا سرگردونین و انگار یه چیزی کمه یا من دارم دیوانه میشم؟
من واقعا از وضعیتم خبر ندارم، هم دلم می خواد تا فردا صبح بی وقفه گریه کنم، از یه طرفم انقدر خستم که حوصله ی گریه کردنم ندارم، نه حرفی نه چیزی، منتظرم اما نمیدونم منتظر چی، نمی دونم به جز تحمل کردن چه کاری ازم بر میاد، هم به کمک نیاز دارم، هم می دونم می تونم خودم تنهایی از پس همه چی بر بیام، لعنت بهش من حتی نمی دونم اسم این وضعیت چیه.
داشتم به این فکر میکردم که
با وجود اینکه دارمت؛
نمیتونم داشته باشمت...
نمیتونم لمست کنم؛
نمیتونم بغلت کنم؛
نمیتونم گرمای تنتو حس کنم؛
و بله عزیزم، تو نداشتنی ترین داراییِ منی...
و این یکی از غمگین ترین
پارادوکسهای زندگیمه :)