من از اینجا خواهم رفت ؛
و فرقی هم نمیکند
که فانوسی داشته باشم یا نه .
کسی که می گریزد ،
از گم شدن نمی ترسد . . !
راستش دیگه برای شرح اونچه به من میگذره واژه ای ندارم . شب و روز چشم میدوزم به زبان و قلم بقیه تا شاید کسی اتفاقی حرفی بزنه تا یکی حالِ منو شرح بده و من فقط بگم : منم.
آندیا!
اونجا که عباس معروفی میگه : - زمانی از دستدادن برای ِ من ، فاجعه بود ! بعدها آنقدر از د
به قول بهروز وثوق :
خدایا ، د آخه نوکرتم چرا اینقدر باهام کلنجار میری ؟ مگه من هم قد توام ؟
Try to love yourself, a little more , everyday .
سعی کن هرروز یکم بیشتر خودتو دوست داشته باشی .
گذشته ی هر فرد کتابی است که خود او سطر سطرش را از حفظ است ؛
اما دیگران فقط عنوانش را می بینند