شروع کن از جایی کهِ شکستی
شروع کن از جایی کهِ بُریدی
شروع کن از نقطه یِ انتها
شروع کن از لحظه یِ آخر
شروع کن از جایی که ایستادی
شروع کن؛ چون داستانت هنوز تموم نشده!
اگه ¹ نفر . .
بخاطر تو از غرورش میگذره بهت محتاج نیست ، اون فقط با تو حالش خوبه .
همین ؛ لطفاً اینو درك کنید :)!
آندیا!
- سریالِ 𝒌𝒊𝒍𝒍𝒊𝒏𝒈 𝑬𝒗𝒆 یه دیالوگ داشت که میگفت : من میدونم نباید خسته شد میدونم نباید بُرید
توی سریال Leftovers یه سکانسش جشن بود و همه داشتن میرقصیدن. کِوین که شخصیت اصلی سریال بود هم در حال رقصیدن و نوشیدن بود و توی سخنرانیش گفت: " من به همچین خانوادهای افتخار میکنم. " و به دو تا بچه هاش اشاره کرد که دیگه بزرگ شده بودن. یه دفعه وسط جشن یه موزیک بی کلامِ غمگین پلی شد، کِوین همه چی رو آهسته دید. شادی خانوادهش و بقیه رو... و یه دفعه لبخندش محو شد. رفت بیرون یه نخ سیگار کشید. باباش رفت بیرون بهش گفت: " خودت خواستی مچت رو بگیرم... " کوین هم توی جواب بهش گفت: " نمیفهمم... چرا این برام کافی نیست و با وجود همچین خانوادهای بازم کمبود حس میشه و خوشحال نیستم؟ " و من عمیقا از اینکه توی آینده، همچین حسی داشته باشم میترسم .
آندیا!
به قول بهروز وثوق : خدایا ، د آخه نوکرتم چرا اینقدر باهام کلنجار میری ؟ مگه من هم قد توام ؟
به قول یاس که میگه :
کاش خدا به بد خواهامونم بیشتر بده بلکه دست از سر ما بردارن .