تو موقعیت عجیبیام که به نظرم هیچکجاش غلط و اشتباه نیست.
سخت هست ؛ اما اشتباه نیست.
از یه جایی به بعد
با خیلی از آدما کم حرف میشی
چون احساس میکنی اونجور که باید نمیفهمنت
و این خیلی دردناکه ، درد فهمیده نشدن .
‐ یادتونه میخواستیم جادو کنیم مثلا میگفتیم :
‹ اجی مجی لاترجی! ›
± معنیش میشه :
‹ میاد ، نمیاد ، امیدی نیست ؟ : )!›
رابطه باید اینجوری باشه : وقتی از هم دور میشید حس کنید بهترین دوستتون پیشتون نیست، نه صرفا یه جنس مخالف که دیگه با هم نیستید .
داخل کلّ انسان قصةٌ یَوَدّ لو یَنساها !
- درون هر انسان ، داستانی ست
که دوست دارد آن را فراموش کند . !
بعضی وقتا نیاز دارم از کالبدم بیام بیرون و برم یه جایی !
شاید دورِ دور ، دورترین نقطهی زمین ؛
شاید هم همین نزدیکیها ، بغل تو .