بدترین نوعِ بدقولی ، قولِ الکی دادن به خودته !
قولِ اینکه درست میشه ، هیچ اتفاق بدی نمیافته ، این دفعه فرق داره ، این یکی آدم درستیه ؛
همش قول الکیه ؛ چشاتو باز میکنی میبینی به خودت هم دیگه نمیتونی تکیه کنی ؛ چون اعتمادت مُرده!(:
افسردگی لزوما این نیست که یه غم عمیقی داشته باشی، یوقتا این شکلیه که ممکنه ناراحتم نباشی ولی کل روز تو اتاقتی، عملا هیچ کاری نمیکنی، میدونی باید یه تکونی به خود لعنتیت بدی ولی حوصله نداری، بی تفاوتی همه جاتو گرفته. و این روند روزها تکرار میشه.
اینکه دارم سعی میکنم جوری رفتار کنم که انگار هیچی برام مهم نیست ، خیلی داره از درون بهم فشار میاره .
آدم وقتی بیش از حد رنج بکشد ،
وضعیتش به کمدی نزدیک میشود و میتواند به دردناکترین چیز ها هم بخندد.
ما آدمهای حیرانی هستیم. برای ما همه چیز درد است. تولد درد است، بزرگ شدن درد است، خواستن درد است، نخواستن درد است، داشتن و نداشتن و دیدن و ندیدن آدمها هم درد است.