سختترین بخش خودشناسی روبرویی با زخمهاییه ك نقشی در به وجود اومدنشون نداشتی . . ؛
اما مسئولیت ترمیم کردنشون به عهدهی توئه !(:
- وقتی یکی رو از دست میدی تجربه اولینها در نبودنش شکنجهست ، با خودت میگی : چطوری غذا بدون اون از گلوم پایین رفت ؟چطور تونستم بخوابم ؟ اولین بار جلوی آینه میری میگی چرا هستم ؟ چرا رفت و من نمردم ؟ و نمیمیری ، باز شب میشه ، صبح میشه ، میخوری میخوابی حتی میخندی و این اجبار ، بیرحمانه ترین بازی زندگیه :))'
سختترين قسمتش اونجاس ك صبح از خواب پا ميشی و چيزی ك ديشب سعی ميكردی فراموش كنی رو به ياد مياری :)!
آیا تابحال تو هم ترسیدهای از فردای بدون من !
- آیا شده گریهات هم بگیرد از این ترس ؟!
الان نه از زندگی خوشم میآید و نه بدم میآید ؛ زندهام بدون اراده ، بدون میل ، یک نیروی فوق العاده مرا نگه داشته...
- صادق هدایت
بعضیها ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ
ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻓﺮﺍﻣﻮشﺷﺎﻥ ﻛﺮﺩﻩﺍﻳﻢ
ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﻰ ﺣﺮﻓﺸﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﻴﺎﻥ ﻣﻰﺁﻳﺪ
ﺩﻳﮕﺮ ﻧﻤﻰﺗﻮﺍﻧﻴﻢ ﻟﺒﺨﻨﺪ نزﻧﻴﻢ ...!