پسره تو پیاده رو دختره رو بغل کرده بود و داد میزد :
- غلط کردم گفتم دلم برات تنگ نمیشه ؛)))
- تا اطلاع ثانوی بخاطر آینده ی مبهمی ك دارم ،
از هرگونه دوست داشتن و دوست داشته شدن میترسم .
بعضی وقتها دوست دارم کلا ساکت بمونم و هیچی نگم ، چون هیچ کلمهای نمیتونه چیزی که تو قلبم و ذهنم میگذره رو توضیح بده .