میگفت:«فراموش کردن کسی که دوسش داری مثل حل شدن قندی میمونه که تو چایی انداختی. درسته که اون قند حل میشه و دیده نمیشه ولی برای همیشه مزهی اون چایی رو عوض کرده...» راست میگفت وقتی کسی وارد زندگیت میشه دیگه نمیشه فراموشش کنی..حتی اگه بره.
انگار یسری خستگیا با خوابم از تنت در نمیره، خستگی حرفای نزدهی ته دلت، خستگی شنیده نشدن، خستگی همهی دوییدنایی که تهش نرسیدن بود.
آدم نهایتا یکی دو بار خودشو ثابت میکنه ، دفعه سوم میذاره هر جور دوست دارید فکر کنین .
من از آن دسته آدمهایی هستم که اگر چیزی ارزشش را داشته باشد میتوانم برایش بینهایت صبور باشم.