آدم نهایتا یکی دو بار خودشو ثابت میکنه ، دفعه سوم میذاره هر جور دوست دارید فکر کنین .
من از آن دسته آدمهایی هستم که اگر چیزی ارزشش را داشته باشد میتوانم برایش بینهایت صبور باشم.
هرشب در محاکمه خودم شرکت میکنم. هم قاضی و هم متهم خودم هستم و دائما این سوال ازم پرسیده میشه که «آیا از دیروزت بهتر بودی؟» و اگه جواب خیر باشه تا صبح عذاب میکشم و وکیلم دائم تکرار میکنه که «میدونی اگه چند سال جواب این سوال بله باشه چقدر پیشرفت میکنی؟» و من باز ادامه میدم!
ترجیح میدم همیشه آدم بَده ی داستان باشم
اما همون چیزی روی زبونم باشه که تو دلمم هست، آدم بَدهی دل و زبون یکی بودن، خیلی باارزش تر از آدم خوبه ی دورو بودنه.
هیچکس تو هیچ بازه زمانی نمیتونه احساسات کسیو بفهمه ؛
احساسات چیزی نیست که فهمیده شه ، احساسات اسمش روشه ،
مشخصه باید حس شه . . ؛
نه اینکه من بگم توعم وانمود کنی فهمیدی !(: