اگه زندگی رو مهمونی در نظر بگیرید ، همه اون بیرون دارن میرقصن و من تو اتاق خوابیدم :/
متنفرم از اینکه حرف میزنم و میزنم بعد بی اهمیت میکنین اون موضوعی رو که روشتاکسد دارم ، عالیه .
این روزا اینقدر بهم سخت میگذره که
واقعا نمیدونم چجوری هرروز صبح پا
میشم و ادامه میدم ..
- داد میزد و میگفت :
من اونقدر قوی نیستم ك رویایی ك با تو ساختم رو با یکی دیگه زندگی کنم .
عمیقاً از آدمایی که دوسشون دارم درخواست دارم که خودشونو از چشمم نندازن من دهنم سرویس میشه تا تورو پیش خودم به اون مرحلهای برسونم که انقدر واسم عزیز باشی، اعتماد کردن و صمیمی شدن واسه من خیلی سخته لطفاً خودتو از چشمم ننداز همین.