اگه دوستت داشته باشه؛ دیر سین نمیکنه، ایگنورت نمیکنه، نمیپیچونتت، دروغ نمیگه، برات تلاش میکنه، ناراحتیا و خوشحالیاشو باهات تقسیم میکنه، کارایی که بدت میادو انجام نمیده، قلبتو نمیشکنه، دنبال بهانه نمیگرده، اشتباهاتشو توجیه نمیکنه، احساس ناکافی بودن بهت نمیده، باعث رشد و پیشرفتت میشه، از ایده هات حمایت میکنه، کمکت میکنه، برات آهنگ میفرسته، نمیگه “درست میشه” و میگه “درستش میکنیم”، تو مشکلاتت تنهات نمیذاره و نباشی نگرانت میشه. اگه اینجوری نیست؛ دوستت نداره، داره وقت خالیشو پر میکنه، همین.
اینکه باید بپذیری با وجود تمام تلاشها بعضیچیزها دیگه مثل سابق نمیشه، و تو اون حس، اون رابطه، و اون روزهارو در گذشته جا گذاشتی و هرروز هم داری ازشون دورتر میشی؛ خیلی خیلی غمانگیزه:)
دوست داشتن، عدد نبود که کم و زیاد بشود عزیزِ من
دوست داشتن مرگ بود، فقط یکبار و به یک شدت.
-کیمیا_رجبی
و پس از آن ، شب دگر هرگز صبح نشد . روز ها روشن نبودند و شب ها تار نبودند ، همه چیز در هیچی به سر میبرد و من در میان گرگ و میش زندانی شده بودم .
آدمیزاد یه شباییو صبح میکنه که خودش هم در تعجب فراوان میمونه که چهطور زنده مونده.
تلخی این شبها فراموش که نه، اما عادیتر میشن و حتی شاید شبهای تلختری بیان به جاشون.
اما اونی که این شبها رو گذرونده، هرگز یادش نمیره کیا، چهطور و چهقدر آسون توی اون جهنم تنهاش گذاشتن. چیزی که همیشه باقی میمونه، همینه.