شنبه با تصمیم دوباره برای فراموش کردنت، آغاز میشود.
تمام یكشنبه را مصمم و مغرور، به تو فکر نمیکنم.
دوشنبه، از صدای پایِ خاطرهای دور ملتهب میشود.
صبح سهشنبه چشمهایم با یک عالم دلگیری، باز میشود.
چهارشنبه، هیچکدام از کارهایم، خوب پیش نمیرود.
عصر پنجشنبه خالی و الکی خوش میگذرد.
و غروب جمعه را، بغض نبودنت تکمیل میکند.
میدانم که شب که از راه برسد، شنبه را برای دوباره فراموش کردنت بهانه خواهم کرد...
هیچ میدانی تو مالک هفتههایم شدهای؟!
میخواهم به تو بگویم:
هستیام را بگیر، اما هستیام را نه...
خاطرات ما
هیچ وقت از ذهنمون پاک نمیشه،
فقط یه گوشه جاخوش میکنه
و منتظره یه اتفاقه که
دوباره بیاد جلوی چشممون...
ولی من بسیار آدم:《دیر جواب داد ؛ دیر ب دیر بهم پیام میده؛ رفتارش با من عوض شده؛نکنه از من خوشش نیومده خب پس بلاکش میکنم تا بیشتر اذیت نشه》.ای هستم
اگه زندگی میتونه آدمی که هیچوقت فکر از دست دادنش رو نمیکردی از زندگیت حذف کنه، میتونه جاش رو با کسی که داشتنش رو تو خوابتم نمیدیدی پر کنه!!