کاش آدمها میدانستند ك در هر دیدار یك تکه از یکدیگر را با خود میبرند ،عدهای فقط غمهایشان را به ما میدهند . !
و چقدر اندک هستند ؛ آدمهای سخاوتمندی ك وقتی به خانه بر میگردی ، میبینی ك :
تکههای شادیهایشان را در مشتهای تو جا گذاشتهاند ( :
آندیا!
دیالوگ صابر ابر رو برای بار هزارم میشنوم ك میگه : ‹ من خیلی چیزا از تو یادم میمونه : )!'❤️🩹 ›
فیلمه Legend یه دیالوگ داشت ك میگفت :
« بعضی آدما یکاری میکنن ك دیگه نمیتونی دوسشون داشته باشی ؛ ولی دلت خیلی برای اون وقتایی که دوسشون داشتی تنگ میشه »
آندیا!
± من از تموم این دنیـٰا ، فقط دلم میخواد برم کنسرتِ حمید هیراد اون بخونه : ‹ آمدی جـٰانم به قربانت و
± من از تموم این دنیـٰا ، فقط دلم میخواد برم
کنسرتِ پازلبند اون بخونه :
‹ شبِ تنهایی دنیاست چه اندوه بزرگی ! ›
- منم این طرف با چشـٰای اشکی و بغض داد بزنم :
‹ صبح فرداست بدونِ تو چه فردای عجیبی :)! ›
داشتم فکر میکردم ك کسی میدونه گل مورد علاقهی من چیه؟! یا رنگ مورد علاقم؟! یا وقتی عصبانی و ناراحتم چه مدلی میشم؟! چی خوشحالم میکنه؟! نوشیدنی سرد مورد علاقم چیه؟! یا نمیدونم هر جزئیاتی راجع به من . ؛ دیدم ك بله هیچکس، جزتو نمیدونه و منو بلد نیست 🥲🤍.
آندیا!
- از لحاظ روحی نیاز دارم . . یکی از راه برسه و بهم بگه من داشتم همه چیزو میدیدم ، تو خیلی خسته شدی .
از لحاظ روحی نیاز دارم . .
بعضی شبها یه تکست " نخوابیا الان میام حرف بزنیم " دریافت کنم :))
تمام بیتفاوتیها از یک زخم یا درد شروع شده است، شبیه به آدم کتک خوردهای که دیگر نمیخواهد درد را حس کند بدنش را بیحس میکند و در آینده حتی نوازش را هم حس نمیکند.
آندیا!
من بسیار آدم «خیلی صبر میکنم، ولی یدفعه ول میکنم و میرم» ای هستم . .
من بسیار آدم ِ "این نشد دیگه هیچکس هستم ؛
و نمیتونم جایگزین کنم "
لطفا خودت برام باش دیگه :)