حس ميكنم از اين به بعد با هيچكس نميتونم استارت يه رابطه عميقو بزنم ، چه با دختر چه پسر ، هر چى بوده تا همينجا بوده ، آدمای خوب دارن تموم میشن .
بهش گفتم ازت میخوام هیچوقت دروغ نگی . .
گفت : من همین الانم واسه اینکه این وقت شب پیش تو باشم دروغ گفتم !
همونایی که از بچگی بهم گفتن دروغ نگو ، یه کاری کردن ؛ واسه داشتن یه چیزایی که حق طبیعی هر آدم زندهایه دروغ بگم .
اونا منو مخفی کار بارآوردن چون نمیخواستن با این واقعیت رو به رو بشن که منم آدمم. منم دلم میخواد تجربه کنم ، اشتباه کنم ، زندگی کنم . .
میخوای دروغ نشنوی ازم؟
رفیقم باش ، امن باش ، بذار خودم باشم ، بذار این عادتِ مزخرفِ مخفی کاری کردن از مغزم بیفته .
چقدر دردناک است این مشکل که همیشه برای فرار از دست یک آدم ، به آدم دیگری پناه بردهایم ؛ اعتیاد به آدمها بدترین نوع اعتیاد است
آب را گل کردند و چه با دل کردند
زخم ها بر دل عاشق کردند ، خون به چشمان شقایق کردند
در همین نزدیکی عشق را دار زدند ، همه جا سایه به دیوار زدند