یعنی چی باید از هر کی توقع هر چیو داشته باشی ؟
فکر کن تو به یکی اعتماد میکنی ، حرفایی که به هیشکی نمیتونی بگی رو به اون میگی بعد باید منتظر بمونی که طرف کِی و کجا حرفاتو جار میزنه و تورو از کرده خودت پشیمون میکنه؟
یا فکر کن مثل چی یکیو دوست داری بعد طبق این قانون باید منتظر باشی طرف بره !؟
چون میدونی از همه همه چی برمیاد !
جدی ! پس قلب و معرفت آدما چی میشه ؟! همش کشکه ؟ جنگله مگه !
قبلا هرچی اذیتم میکرد میومدم پیش تو ؛
الان از هر چیزی اذیت بشم میندازم گردن ِنبودن ِتو !
میگفت مگه چی میخواستم جز اینکه یکی بغلم کنه ؛
یکی بیاد بهم بگه من میفهممت ؛
میدونم چی میکشی ،
میدونم دیگه کم اوردی.
میخواستم اون یه نفر تو باشی.
قول میدادم خیلی نزدیکت نشم که تن زخمیم لباساتو کثیف نکنه ،
خیلی نزدیکت نمیشدم که وجودم دوباره اذیتت کنه آخه همیشه میگفتی اذیتت میکنم ؛
من فقط میخواستم بغلت آخرین جایی باشه که میتونم نفس بکشم ، اما تو نفسای بند اومده منو ندیدی.