- احتمالا کنار پنجره یا در تراس ایستادهای . .
مست هوای دلخواه فروردین و نیمهمست ،
سیگار میکشی و آهنگ مورد علاقه ات رو گوش میکنی . .
احتمالا کمی غمگینی ، احتمالا کمی کلافهای .
مرا به یاد داری :)))))؟!
آندیا!
📪 پیام جدید سلام وقتتون بخیر .. متوجه شدم گفتید که راضی نیستید از محتوای چنل شما استفاده بشه . شا
من جدا راضی نیستم اونایی ک خودم مینویسم کپی بشن🙂
ولی اینکه آدمای اضافی زندگیتو حذف میکنی شاید یکم دردناک باشه ولی بهترین حس و عمق خوشحالی رو در آینده بهت میده
نمی دونم اسمشو بالغ شدن می شه گذاشت یا چی ، ولی قبلنا خیلی حوصله داشتم ، الان به وضوح خیلی کمتر شده ، دوست ندارم دوستای زیادی داشته باشم ، دوست ندارم موبایلم زیاد زنگ بخوره ، نمی خوام راجب قدمای بعدیم به کسی توضیحی بدم ، دوست ندارم دلیل رفتارام یا درمورد هرچیزی به کسی توضیحی بدم ، حتی حوصله ی واکنش نشون دادن به کارای بد دیگران و حواشی که همیشه پیش میاد و ندارم ، تو اون نقطه از زندگیمم که می خوام دورم خلوت و سکوت باشه تا ذهنم بتونه تموم تمرکزشو بذاره روی خودم ، حال خودم ، پیشرفت کردنم ، زندگیم و آیندم .
من از همهچیز خسته میشدم، از گریه، از جمعیت، از غم، از کار، از راه رفتن و نشستن. و تنها چیزی که مرا هرگز خسته نکرد، دوست داشتنِ تو بود.
چقدر کلمه سابق عجیبه.
دوست سابق ، عشق سابق ، خونه سابق ، حال سابق ، آدم سابق.
یه جوریه انگار داریم به جای زخمهامون نگاه میکنیم.