دیالوگ خوبی تو فیلم "Hyouka" بود که میگفت:
"تو اسممو میدونی، نه داستانمو!
تو لبخندمو میبینی، نه دردمو!
تو متوجه چیزایی که رها میکنم میشی، نه زخمام!
میتونی حرفامو بخونی، نه ذهنمو!
پس راجبم نه نظر بده و نه قضاوتم کن چون تو فقط قسمتی از من رو میبینی که خودم خواستم بهت نشون بدم!"
آندیا!
- اون عذابی ك ما تو نبودنتون میکشیم ؛
‹ باعث میشه دیگه هیچوقت نتونیم اون آدم سابق بشیم : )! ›
و در نهایت همهی ما یک روز یا یک شب وسط همین مرور کردن ها و عبرت گرفتن ها خواهیم مرد ؛ بی لبخند ، بی خداحافظی.
یه چیزایی هست حتی از تو چشم هم نمیشه
خوند ، فقط باید یه عمر جایِ طرف زندگی
کرده باشی تا بفهمی .
آشنا میشوی و عادت میکنی ؛
تغییر میکنند و غریبه میشوند.
تغییر میکنی و دیگر نه آشنا میشوی
و نه عادت میکنی ؛
با تمام جهان غریبه میشوی.