آندیا!
- اون عذابی ك ما تو نبودنتون میکشیم ؛
‹ باعث میشه دیگه هیچوقت نتونیم اون آدم سابق بشیم : )! ›
و در نهایت همهی ما یک روز یا یک شب وسط همین مرور کردن ها و عبرت گرفتن ها خواهیم مرد ؛ بی لبخند ، بی خداحافظی.
یه چیزایی هست حتی از تو چشم هم نمیشه
خوند ، فقط باید یه عمر جایِ طرف زندگی
کرده باشی تا بفهمی .
آشنا میشوی و عادت میکنی ؛
تغییر میکنند و غریبه میشوند.
تغییر میکنی و دیگر نه آشنا میشوی
و نه عادت میکنی ؛
با تمام جهان غریبه میشوی.
هرروزم غروب جمعست
هرروزم غروب سیزده بدره
هرروزم شب امتحانیه که هیچی نخوندم واسش
و چقد زندگیم مثل کلاف نخ پیچیده تو هم که فقط با بریدنش میشه آزاد شد؛
شاید باید برید