زندگی میگذرد و هر کس سهمی از عمر دارد، تا آنجا که از دست برآید باید چنان زندگی کرد که تلخ نباشد و برای دیگران هم تلخی نیاورد ، که زندگی همهاش شوخی است.
آندیا!
زندگی میگذرد و هر کس سهمی از عمر دارد، تا آنجا که از دست برآید باید چنان زندگی کرد که تلخ نباشد و ب
نگران نباش که این روزها هر کسی از مشکلی غیر قابل درک رنج میبرد، زندگی تشکیل شده از بلاهایی پیدرپی که به قلب انسان مشت میکوبد اما وظیفه در همینجاست: باید ادامه دهیم.
‹جسمأ هنا ، وقلبٌ هناك ، وبالٌ بعيدٌ جداً !›
جِسمی در اینجاو قلبی در آنجاو خیالی بسیار دور !
من یه بوتهی خشکم که آتیش گرفته و در باد سرگردونه. بغلم کنی میسوزی ، بغلت کنم میسوزی.
ارزش هر انسان ، به اندازهی حفرهای است که غیبتش ، در دلِ انسانهای دیگر ایجاد میکند.