آندیا!
بهرام افشاری داخل تئاترِ جوجه تیغی یه دیالوگ خیلی حق داشت که میگفت :
- تو دستگاه پرسِ خدا گیر کردم .
انگار من رو از همه جدا کردی بردی یجای خیلی دور و بعدش گفتی من نمیام ، خودت بقیه راه رو تنهایی برو.
تلاش سختی که واسه فراموش کردن یه نفر میکنی ، خودش تبدیل به خاطرهای میشه که بیشتر یادت میمونه . .
به زندگیم که نگاه میکنم
میبینم کتابا ، سریالا ، خیابونا ، موزیکا نجاتم دادن
آدما ؟ نه هیچوقت .