همان زمانی که قلب درون سینهات درد رو به خاطر میاره و نفست رو تنگ میکنه ، ریه ها خواستار اکسیژن هستند تا به زندگی برگردند ؛ من سالهاست که این لحظه رو زندگی میکنم.
تمام روز خودتو قانع میکنی که همهچی خوبه همهچی سرجاشه که هیچی خراب نشده، ولی شب که میشه، همه چی فرق میکنه.
خاطرات یادآوری میکند چقدر دلتنگش هستم، و اتفاقات یادآوری میکند چرا نباید کنار او باشم.
احتمالا، بالاخره، بزرگ شدهام...
زندگی تنها چیزیه که جز خودت کس دیگه ای نمیتونه انجامش بده ؛
این تنها کاریه که تو باید برای خودت انجام بدی ،
داستایوفسکی :
تو خواهی سوخت و خاکستر خواهی شد ؛ سپس درمان خواهی شد و دوباره باز خواهی گشت.