فقط خواستم بهت بگم تو خاطرات داخل ذهنم و قلبمو جوری رنگ آمیزی کردی که پاک کردنش غير ممكنه :))))
چقدر این جمله برام عجیب و تکان دهنده بود:
همهی ما دستِ کم در روایت یک نفر هیولایی نفرت انگیز هستیم.
«بزرگترین پشیمانیام
ساعتها جمله ساختن
برای کسانی بود
که لیاقتِ یک کلمه را هم نداشتند.»
مادربزرگم میگفت:
در و که کامل نبندی نمیدونی باد بعدی که بیاد میبندتش یا بازش میکنه
این میشه بلاتکلیفی...
تو زندگیت همیشه یا برو بیرون
یا بیا تو و بعدش در محکم ببند.
اجازه نده هیچکس بلاتکلیف نگهت داره!