فقط خواستم بهت بگم تو خاطرات داخل ذهنم و قلبمو جوری رنگ آمیزی کردی که پاک کردنش غير ممكنه :))))
چقدر این جمله برام عجیب و تکان دهنده بود:
همهی ما دستِ کم در روایت یک نفر هیولایی نفرت انگیز هستیم.
«بزرگترین پشیمانیام
ساعتها جمله ساختن
برای کسانی بود
که لیاقتِ یک کلمه را هم نداشتند.»
مادربزرگم میگفت:
در و که کامل نبندی نمیدونی باد بعدی که بیاد میبندتش یا بازش میکنه
این میشه بلاتکلیفی...
تو زندگیت همیشه یا برو بیرون
یا بیا تو و بعدش در محکم ببند.
اجازه نده هیچکس بلاتکلیف نگهت داره!
همیشه وقتی قهر یا ناراحتی پیش میومد چه تقصیر تو بود یا من ،فرقی نداشت
این من بودم که میومدم جلو و ازت عذر خواهی میکردم این من بودم که میپرسیدم قهری؟
انقد برات خوب بودم که گفتی من هر غلطی بکنم اون برمیگرده؛ولی عزیزم اینبار و اشتباه کردی