و من تورو انتخاب میکنم؛
توی هر زندگی ای که خواهم داشت،
توی هر جهانی که خواهم بود،
توی هر ورژنی از واقعیت،
من تورو پیدا میکنم و تورو انتخاب میکنم.
تا جایی که قلبت میخواد نباشی نه خوابیدن حال میده ، نه تفریح ، نه آهنگ گوش دادن ، نه صحبت کردن با دوستات. هرکار که میخوای بکنی یه مانع ذهنی داری.
چقدر من این روزها کافکا رو درک میکنم وقتی تو یکی از نامههاش مینويسه:
«خوب نیستم ، با تلاشی که الان میکنم که به زندگی بچسبم، میتونستم اهرام مصر رو بسازم.»
همینقدر دقیق.
حافظهی آدمی فقط اونجاش که گذر زمان شک به دل آدم میندازه که
: «اصلا این خاطره واقعی بود؟»