این موضوع واقعا تحمل ناپذیر است که زندگیام در حال گذر است ، اما نمیتوانم آن را به معنای واقعی زندگی کنم.
ارنست همینگوی
وقتی دیگه باهم حرف نمیزنید و بعد از آف بودنش بلاخره برمیگرده
تو همش میخوای به هر نحوی بهش پیام بدی ولی میدونی که اشتباهه؛
من نمیدونم شروعش از کی بود ولی از یه جایی به بعد با ترتیب منظمی ، هرشب غمگین بودم.
این جمله داره منو توصیف میکنه:
من همش فقط تظاهر میکنم که اهمیت نمیدم؛ در حقیقت همهچیز بیش از حد برام مهمه...