ودراخر ؛
همه چیز ،
در اخرین ادمی خلاصه میشود که در تنگنای شب به یاد میاوردید ،
قلب شما آنجاست.
جوری که برای آرامشم میتونم خودمو از آدما جدا کنم ترسناک ترین چیز راجب منه.
به این صورت که من میتونم تا حد مرگ دوستت داشته باشم و دیگه دوباره منو نبینی.
یه سری خاطرات هست که آدم خجالت میکشه حتی تو خلوت خودش مرورشون کنه چون از خودش خجالت میکشه ، از حماقت زیاد ، از خریت بیانتها ، از اهمیت دادن به آدمهای بیلیاقت.