eitaa logo
آندیا!
1.9هزار دنبال‌کننده
2.2هزار عکس
116 ویدیو
1 فایل
تو غم‌ انگیزترین شعرِ جهان هم باشی ، من تو را با دل و جان میخوانم! ناشناسِ: https://daigo.ir/secret/78246433 اگه دایگو براتون نیاورد : https://harfeto.timefriend.net/17505946330786
مشاهده در ایتا
دانلود
بی‌صدا می‌خورد، بی‌صدا می‌خوابد، دیگر راه رفتنش تق‌تق صدا ندارد.
‏شامپو خریَت محض، حاوی عصاره ی اعتماد.
ولی کاش میتونستم یه برگه بردارم موقع هایی که بی حوصلم و دوست دارم سر به تن آدما نباشه بزنم رو پیشونیم و روش بنویسم، میشه با من یکی کاری نداشته باشین؟
جوری زندگی شخمیه و داره تند میگذره ک انگار یکی گذاشتتش رو ×2
میدونید ازین دلتنگی های 12 شب ب بعد نیستا ن ن من واقعا دلم واسش تنگ شده
جنسش عجیب بود :] از همان آدم هایی که بودنشان امنیتت را تضمین می کند و پیششان آرامش خاطر داری . . . . با بند بند وجود انسان رو به رویش آشنایی داشت . . . . اندر احوالاتش را میدانست . . . شخصیت عجیب و نه چندان پیچیده اش جذاب ترش میکرد و برای او که عاشق درک کردن بود . . . . دلش میخواست افکارش را بر زبان بیاورد . . دلش میخواست به او بفهماند حتی اگر هیولای ترسناک افسانه ها هم باشد وجودش برای او جز آرامش از خود چیز دیگری ساطع نمیکند . . . میدانست به اندازه وسعت آسمان و بزرگی ستاره هایش تفاوت دارد شخصیت های متناقصشان . . . اما در تک تک این تفاوت ها شباهت هایی را میدید که انگار نکه پازل گم شده ی همدیگر بودند:] انگار وجودشان برای همدیگر مانند کلیدی به سوی قلب هایشان بود که به رگ هایشان زندگی را جریان بدهد آدم رو به رویش آرامش خاطر بزرگی بود برای روز های نگرانی همانی بود که با داشتنش میتوانست با خیال راحت روز های سخت و راحتش را بگذراند . . همانی که استرس های گاه و بی گاه را خنثی میکرد . . دلش میخواست آرامش روز های سختش باشد دلش میخواست انقدر سرش را در بغل بگیرد تا قلب هایشان یکی شود و تمام انرژی های منفیه شان را از ذهن بیرون کنند:]
‏بیشتر وقتا ما عاشق تصوری میشیم که از یکی داریم، نه کسی که واقعا هست.
داشتم مخاطبینمو مرور میکردم دیدم دیگه هیچ‌کس اونقدری بهم نزدیک نیست که حالم براش مهم باشه ناراحت کننده بود…!
-منتظر یک خواب عمیق بود؛خوابی عمیق مانند اقیانوس
به انسان هایی که سگها را دوست ندارند نمیتوانم اعتماد کنم اما اگر سگی از انسانی بدش بیاید ، به حس آن سگ اعتماد میکنم :) _آلبرت‌انیشتین
این اواخر جدیدا به قدری کلافه و بد عنق شدم که همه رو دارم از خودم پس میزنم ، ولی خب مشکلم اصلا با بقیه نیست من فقط حوصله‌ خودمو بیشتر ندارم .
‏من جداً به اون دسته از افرادی که پارتنر خوبی دارن و مدت زیادیه که باهم موندن، حسودی میکنم؛ چون واقعاً نمیدونم از کجا میشه آدمی پیدا کرد که هم نرمال باشه هم جفتتون از هم خوشتون بیاد!