یه قانون نانوشته هست که میگه
نصیحتایی که راجب هرچیزی به بقیه میکنی
به خودت که میرسه دقیقا برعکسشی و
به یدونه ازون نصیحتا خودت عمل نمیکنی تو زندگیت
هرکسی تو کتاب زندگیش یه فصلی داره که وقتی بهش فکر میکنه تا اعماق وجودش تیر میکشه از علاقه های بی سر انجام،
از اعتماد به ادمای رفتنی!
چشمای تو اینجوریه که، آدم میتونه ساعت ها بهش خیره بشه و هر دیقه بیشتر عاشقت بشه، اینجوریه که آدم میتونه غرقشون بشه و از دنیا غافل بشه، و چه ترکیب قشنگیه خندیدن و برق چشمات .
بیاین قبول کنیم، همه مون یه روز تموم وجودمون رو برای کسایی گذاشتیم که ارزش جواب سلام دادنم نداشتن..
کاش هیچ وقت به اونجایی نرسیم ، که در حال فراموش کردن آدمایی بشیم که یه روزی باعث میشدن همه دنیا رو بخاطرشون فراموش کنیم!
در آخر این جاده منتظرت هستم!
من هنوز هم قولهایمان..و آرزو های مشترکمان را به یاد دارم.
نمیدانم،نمیدانم این ضعف من است یا قدرت تو ولی هرچه که هست من هنوز هم منتظرم!
منتظر این که دست هایم را دوباره مانند قبل بگیری
منتظر این که دوباره مثل قبل با حرف هایت آرامش وجودم شوی و نگرانی هایت ماله من باشد!
من هنوز هم به تو فکر میکنم
و تو در دل متن من نفس میکشی و این راز بزرگ من است!
یجوری شدم انگار غم سر تا سر وجود منو فرا گرفته ؛ نمیدونم منشاش چیه ، چرا ، چطوری اینطور شدم ولی انگار تک تک سلولای بدن منو باز کنی ازشون ب جای خون غم سرازیر میشه ..