تو زیباترین حزن من بودی.
عزیزترین زخمم بودی ..
و این که با افعال گذشته از تو یاد میکنم،
غمانگیزترین شکل انقراض است که برگزیدهام.
نه توانایی متوقف کردن افکارم رو دارم، نه توانایی حرف زدن دربارشون رو.
فقط تو سرم میچرخن و حتی نمیتونم اشک بریزم. انگار فکر کردن و زجر کشیدن تنها کاریه که میتونم انجام بدم.
ی شبایی هستن ک الکی دلتنگی
ن کسی هست ک دلتنگش بشی
ن کسی بود تو زندگیت
اگرم هست و بود مطمئنی واس اون نیست
اون ندا و ذهن ناخودآگاه درون ماست ک دلش واس خود قبلیش تنگ شده
ن این آدم جدید
آندیا!
نشسته بود و ب لخ لخ دمپایی های کشیده شده روی زمین و مداحی مورد علاقش گوش میکرد
کاش میتوانست میان این صداها زندگی کند
کاش میتوانست میان"زندگی"زندگی کند
با حسین عاشقی کند و . . .
حسینی زندگی کردن دگر حوصله اش را سر نمیبرد
زندگی اش شده بود حسین و حسین و حسین
هوای حرم ؛ بوی حرم . . .
این همه میرین پول اکولایزر میدین ک پوستتونو برنزه کنید
خو پاشید بیاین کربلا هم ثوابشو گرفتید
هم برنزه شدین
والا