گاهی با دویدن به سمت کسی،
نفسی برای ماندن در کنار او نخواهی داشت،
پس با کسی بمان که نصف راه را
او به سمتت دویده است..!
بعضی وقتا یهجوری میشی که نه حوصله خودتو داری، نه حتی حوصله کارایی که از ته دل بهشون علاقه داری نمیدونی دلتنگی، از چیزی ناراحتی، عصبی هستی، اصلا نمیدونی چته؛ دقیقا خود عالم برزخ
نه میتونی خوب باشی، نه میتونی ناراحت باشی، فقط ناچار لحظه هارو میگذرونی
دلت را بِتکان، اشتباهاتت وقتی افتاد روی زمين، بگذار همانجا بماند! فقط از لابه لای اشتباههايت، يک تجربه را بيرون بکش قاب کن و بزن به ديوار دلت! "اشتباه کردن" اشتباه نيست، در اشتباه ماندنּ اشتباه است.
لطفاً از من انتظار نداشته باش که
همیشه خوب و مهربون و با ملاحظه باشم
یوقتایی هس ک سرد و خشک و عصبیم،