وضعیتی که این چهل و چندی روز گذروندیم، دقیقاً با جملهی شاهرخ مسکوب توصیف میشه:
«گفت: نمردیم و چه چیزها دیدیم.
گفتم: ای کاش مرده بودیم و نمیدیدیم.»
امیدوارم روزایی وجود داشته باشه که قهوه مزه خوبی زیر زبونت بده، لیست آهنگات باعث رقصیدنت بشن، غریبهها دلیل لبخند زدنت بشن و روزایی باشه که از زنده بودن لذت ببری.
وقتی یادم میاد زندگی همین لحظاتیه که داره میگذره دلم میگیره چون همیشه احساس میکردم قراره چیز خیلی جالبتری باشه.