اندوشیری
در آوریل 2002، رصدهای رصدخانه مداری چاندرا نشان از وجود جرمی می داد که در حدود 450 سال نوری از ما وا
در این چگالی سرسام آور اصولاً نه تنها اتم ها بایستی شکسته شوند؛ که هسته هایشان نیز از فروپاشی جان سالم به در نخواهند برد و دریایی از کوارک را بوجود خواهند آورد.
کاندیدای دوم ستاره کوارکی، جرمی به نام 3C58 بود که آن هم در گذشته گمان می رفت تا یک ستاره نوترونی باشد که در جریان یک انفجار ستاره ای در سال 1181 میلادی بوجود آمده است.
با این حال؛ دمای 1 میلیون درجه ای سطح این جرم، بسیار سردتر از آن چیزی است که می توان برای یک ستاره نوترونی انتظار داشت. نظریه به ما می گوید که سطح 3C58، مملو از مایع کوارکی است.
تعریف:
این ستارگان ستاره هایی هستند که از مرگ ستارگانی با جرم بیشتر از 8 برابر خورشید به وجود آمدن ، در این ستارگان فشار به حدی زیاد هست که حتی هسته اتم هم با همدیگه ترکیب میشن و در نتیجه یک گلوله کوارکی تشکیل میشود ، پس این ستاره ها از پلاسمای کوارکی تشکیل شدن که نوعی از حالت میانی ماده هست ، چگالی و فشار در این ستارگان بیش از حد زیاده و تا به حال امروز در قالب فرضیه بوده و چند تایی هم ازشون عکس گرفته شده ولی هنوز به خوبی اثبات نشدن
تشکیل ستارگان کوارکی :
وقتی یه دونه ستاره با بیشتر از هشت برابر خورشید منفجر میشه تمام جرم اون در یک نقطه فشرده میشه و در این نقطه فشار و چگالی به حدی زیاد است که کوارک های نوترون و پروتون ستاره با همدیگه ترکیب میشن و در نتیجه یعنی کل ستاره از کوارک های بالا و پایین تشکیل شده.
یکی از دلایل اهمیت اصلی کشف بوزون هیگز این بود که سرانجام آزمودن تجربی تصویر نظری امکان پذیر شد. بررسی برهمکنش های یک ذره معین با میدان هیگز امکان پذیر نیست. در عوض، می توان برهمکنش یک ذره را با برانگیختگی های میدان هیگز، یعنی با بوزون هیگز، اندازه گیری کرد. اگر مدل استاندارد تصویر درستی را برای ایجاد جرم ارائه دهد، میزان برهمکنش هر ذره با بوزون هیگز باید مستقیماً با جرم آن ذره مرتبط باشد.
اندوشیری
یکی از دلایل اهمیت اصلی کشف بوزون هیگز این بود که سرانجام آزمودن تجربی تصویر نظری امکان پذیر شد. برر
مکانیسم هیگز ساده ترین مدل را برای توضیح جرم ذرات به روشی که با برهمکنش های الکتروضعیف Electroweak سازگار باشد ، ارائه می دهد.
مطالعات تجربی بوزون هیگز در برخورد دهنده های ذرات انجام می شود. احتمال تولید بوزون هیگز در برخورد زمانی بزرگتر می شود که ذراتی که برخورد می کنند به شدت با میدان هیگز تعامل می کنند، یعنی زمانی که سنگین هستند. در انرژیهای با مرکز جرم بالا که برای تولید بوزون سنگین هیگز ، ضرورت دارند ، فیزیکدانان میدانند چگونه فقط دو چیز را با هم برخورد دهند : پروتونها و الکترونها و همچنین پادذرات آنها ، اما این یک مشکل ایجاد میکند، زیرا الکترونها و ذرات سازنده پروتونها سبک هستند ، و این یعنی آنها با بوزون های هیگز برهمکنش ضعیفی دارند .
اندوشیری
مکانیسم هیگز ساده ترین مدل را برای توضیح جرم ذرات به روشی که با برهمکنش های الکتروضعیف Electroweak
رویکرد فیزیکدانان این است که از تولید ذرات سنگین در برخورد پرانرژی ذرات سبک بهره بگیرند و سپس از آن ذرات سنگین یک بوزون هیگز تولید کنند. برخورد دهنده هادرونی بزرگ LHC سرن ، پروتون هایی را برخورد می دهد که بیشتر از کوارک ها و گلوئون های بالا و پایین ساخته شده اند. رایج ترین راه برای تولید بوزون هیگز این است که یک جفت گلوئون، هر گلوئون بصورت مجزا از یکی از دو پروتون های برخورد کننده ، با هم برخورد کنند و یک کوارک سر top و یک پاد کوارک سر top به عنوان یک نوسان کوانتومی Quantum fluction بسیار کوتاه مدت ایجاد کنند. کوارک سر top سنگین ترین ذره شناخته شده است (حدود 184 برابر جرم پروتون) و بنابراین کوارک های سر top و پاد کوارک سر top به شدت با میدان هیگز برهمکنش می کنند و در نتیجه گهگاه یک بوزون هیگز تولید می کنند. اندکی بعد (حدود 10 ^ 22- ثانیه)، بوزون هیگز تجزیه می شود. حدود 2.6٪ از واپاشی ها به یک جفت بوزون Z مربوط می شود که خود آنها نیز تقریباً بلافاصله تجزیه می شوند، برای مثال هر یک به یک جفت الکترون-پوزیترون یا میون-پاد میون (به اصطلاح لپتون های باردار) واپاشی میشوند . این دنباله در شکل 2a نشان داده شده است.
پیک حدود 125 گیگا الکترون ولت مربوط به واپاشی بوزون های هیگز است، در حالی که پیک نزدیک به 91.2 گیگا الکترون ولت مربوط به واپاشی بوزون های منفرد Z (نه القا شده توسط هیگز) است . واپاشی به بوزونهای Z یکی از کانالهایی بود که برای کشف بوزون هیگز مورد استفاده قرار گرفت، با کانالهای کشف مهم دیگر، واپاشی به دو بوزون W و دو فوتون (این دومی از طریق نوسانات کوانتومی با کوارکهای top و بوزون های W پیش میرود. ).