با اینحال آزمایشهای اواخر دههی ۱۹۶۰ میلادی تعداد کمی از این ذرات شبحوار را کشف کردن. بعدها این معما با عنوان مسئلهی نوترینوی خورشیدی مطرح شد.
اندوشیری
با اینحال آزمایشهای اواخر دههی ۱۹۶۰ میلادی تعداد کمی از این ذرات شبحوار را کشف کردن. بعدها این م
آزمایشهای رصدخانهی نوترینوی سادبری کانادا در سال ۲۰۰۱ نشون داد که نوترینوهای گمشده در واقع به دو نوع نوترینو در مسیر خود به سمت زمین تبدیل میشن و به همین دلیل کشف اونها دشواره. این تبدیل مستلزم اینه که نوترینوها دارای مقداری جرم باشن که صدها هزار برابر کمتر از جرم دومین ذرهی سبک یعنی الکترونه.
اندوشیری
-
از برخورد یک الکترون و پوزیترون (وقتی یه الکترون با یه پوزیترون برخورد میکنه فوتون های اشعه گاما امواج الکترومغناطیسی به وجود میان ) تا سوپرنوا ها و.، فوتون های پرتوی گاما امواج الکترومغناطیسی به وجود میان.
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یکی:مردا بدون زنها نمیتونن زندگی کنن.
همچنین مردا:
فضازمان مینکوفسکی [Hermann minkowski ]
نمودار مینکوفسکی که به نام نمودار فضازمان نیز شناخته میشود، در سال ۱۹۰۸ توسط هرمان مینکوفسکی به وجود آمدند و تصویری از ویژگیهای فضا و زمان در نظریه نسبیت خاص ارائه میدهد. این نمودارها اجازه میدهند که درک کمی از پدیدههای متناظر با آنها مانند اتساع زمان، بدون معادلات ریاضی داشته باشیم.
واژه نمودار مینکوفسکی در هر دو مفهوم عام و خاص به کار میرود. در مفهوم عام، یک نمودار مینکوفسکی تصویری گرافیکی از بخشی از فضای مینکوفسکی است که اغلب فضا به یک بعد کاهش داده شدهاست. این نمودارهای دوبعدی جهانخط ها را به صورت منحنیهایی در صفحه نمایش میدهند که متناظر با حرکت در راستای محور فضایی است.
نمودار مینکوفسکی با چارچوب در حال سکون (x,t), چارچوب در حال حرکت(x',t'), مخروط نور, و هذلولیهایی که زمان و فضا را نسبیت به مبدأ نشانهگذاری میکنند.
فضای مینکوفسکی
هانری پوانکاره در دومین مقاله نسبیت خود در سالهای 1905-1906، نشان داد چگونه با قرار دادن زمان برای تبدیل شدن به چهارمین بردار مختصات فضایی موهومی ict ، جایی که c سرعت نور و i یکای موهومی است، تبدیلات لورنتس را میتوان به صورت امروزی تجسم کرد.
x²+y²+z²+(ict)²=const.
چرخش در صفحاتی که توسط دو بردار واحد فضایی پوشانده شده اند در فضای مختصات و همچنین در فضازمان فیزیکی به شکل چرخش های اقلیدسی ظاهر می شوند و به معنای رایج تفسیر می شوند. "چرخش" در صفحه ای که توسط یک بردار واحد فضا و یک بردار واحد زمان در بر می گیرد، در حالی که به طور رسمی هنوز یک چرخش در فضای مختصات است، یک خیز لورنتس Lorentz boostدر فضازمان فیزیکی با مختصات لخت واقعی است. قیاس با چرخش های اقلیدسی پارتیال است زیرا شعاع کره عملا موهومی است و چرخش ها را به چرخش در فضای هذلولی تبدیل می کند.
این ایده، که پوانکاره تنها به طور مختصر به آن اشاره کرد، توسط مینکوفسکی در مقاله ای گسترده و تأثیرگذار به زبان آلمانی در سال 1908 به نام «معادلات بنیادی برای فرآیندهای الکترومغناطیسی در اجسام متحرک» به تفصیل شرح داده شد. مینکوفسکی با استفاده از این فرمول، تئوری نوبنیاد نسبیت اینشتین را دوباره بیان کرد. به ویژه، با تنظیم مجدد معادلات ماکسول به عنوان مجموعهای متقارن از معادلات در چهار متغیر (x، y، z، ict) ترکیب با متغیرهای برداری بازتعریف شده برای کمیتهای الکترومغناطیسی، او توانست بهطور مستقیم و بسیار ساده تغییرناپذیری آنها را تحت تبدیل لورنتس نشان دهد . او همچنین کمک های مهم دیگری کرد و برای اولین بار در این زمینه از نمادگذاری ماتریس استفاده کرد. او از فرمولبندی مجدد خود به این نتیجه رسید که زمان و مکان باید به طور یکپارچه در نظر گرفته شوند، و بنابراین مفهوم او از رویدادهایی که در یک پیوستار فضا-زمان چهاربعدی یکپارچه رخ میدهند، پدید آمد.
فضا زمان مینکوفسکی (حقیقی)
در توسعه بیشتر در سخنرانی خود در سال 1908 «فضا و زمان»، مینکوفسکی فرمول جایگزینی از این ایده ارائه کرد که از مختصات زمان واقعی به جای یک مختصات موهومی استفاده میکرد و چهار متغیر (x، y، z، t) را نشان میداد. فضا و زمان به شکل مختصات در یک فضای برداری (با اعداد حقیقی)چهار بعدی ارائه شد . نقاط این فضا با رویدادهای فضازمان مطابقت دارد. در این فضا، یک مخروط نوری تعریف شده مرتبط با هر نقطه وجود دارد، و رویدادهایی که روی مخروط نور نیستند، بر اساس رابطه آنها با راس بهعنوان فضاسان spacelike یا زمانسان timelike طبقهبندی میشوند. این دیدگاه از فضازمان ، امروزه رایج است، اگرچه دیدگاه قدیمیتر مربوط به زمان موهومی نیز بر نسبیت خاص تأثیر گذاشته است.