eitaa logo
𝒜𝗻𝗲𝗺ᦅ𝗶𝗮
157 دنبال‌کننده
16 عکس
9 ویدیو
0 فایل
⌗ ℐ don't beloꪀg to ȶhis w᥆‌rld . Me ::: eitaa.com/deestiny
مشاهده در ایتا
دانلود
هوا بارانی است . آسمان هم امروز برای خوش‌شانسی من اشک شوق می‌ریزد . دستهٔ چتر را در دستم جابه‌جا می‌کنم . از شدت استرس ، کف دستم خیس شده . لبخند امروز در چهره‌ام جا خوش کرده . امروز بالاخره او را می‌بینم . مدت‌هاست که در ذهنم انتظار این لحظه را کشیده‌ام . امروز می‌توانم به او بگویم که چقدر دوستش دارم . بی‌صبرانه منتظرش هستم . در گوشهٔ خیابان می‌بینمش . چتر ندارد . فرفری موهایش زیر باران نمناک شده و زیباتر از هر وقت دیگری‌اش کرده . قدم‌هایش تند و سریع است . چند لحظه‌ای است که محو زیبایی‌اش شده‌ام ؛ لب‌های سرخش ، چشمان عسلی‌اش ، اندام کوچکش . صدایش مرا به خود می‌آورد . « آیـــــیی ، خیس شدم . » از بی‌فکر بودنم متنفر می‌شوم . سریع چتر را بالای سرش تنظیم می‌کنم . چون قدش کوتاه‌تر است ، کمی به سمتش خم می‌شوم . حس می‌کنم گونه‌هایم از سرما و خجالت سرخ شده‌اند . کمی به تته‌پته می‌افتم . « من رو ببخش . یک لحظه به‌کل عقلمو از دست دادم . » بله ، زیبایی‌اش عقل و هوش را از من می‌ربود . کلافه به نظر می‌رسید . چشم‌هایش صورتم را می‌کاوید ، اما ذهنش جای دیگری بود . من ؟ اما تمام هوش و حواسم به اوست . تضاد زیبایی است . سردی صدایش مانند تیزی چاقو پوستم را خراشیده . « گفتی حرفی برای گفتن داری ؟ » به ساعتش نگاه می‌کند . « داره دیرم می‌شه . من باید برم . » بی‌قراری در پاهایش خبر از عجله‌اش می‌داد . یعنی چه کاری مهم‌تر از من داشت ؟ نگاهش کردم . تمام جسارتم را جمع کردم که بگویم : « ایزابل ، من . . من می‌خواستم بگم که دوست دار . . . » ناگهان بوق ماشینی صدایم را برید . ایزابل بی‌توجه به حرفم ، روی از من برگرداند و سوار ماشین شد . می‌خواستم جلویش را بگیرم ، اما انگار پاهایم را با وزنه‌ای سنگین به سنگ‌فرش خیابان وصل کرده بودند . تا مغز استخوانم یخ کرد ؛ اما نه از سرمای هوا . نگاهی ترحم‌آمیز روانهٔ چشم‌های سرخم کرد . « متاسفم . من باید برم . بعدا با هم حرف می‌زنیم . » و من ماندم و خیابانی که بیشتر از هر انسانی مرا درک می‌کرد . باران شدیدتر شد . انگار ابر هم به حال زار من گریه می‌کرد . به خود که آمدم ، دیدم چند سالی گذشته و موهایم خاکستری شده . باران بند آمده . خیابان هنوز همان خیابان است . اما او . . . او هنوز که هنوز است نیامده . -تبسم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تبسم عزیز
𝒜𝗻𝗲𝗺ᦅ𝗶𝗮
تبسم عزیز
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از faceless`
The only medicine..
هدایت شده از faceless`
لینکتون و بندازید خاله براتون جایزه داره! [فور بزنید یچیزی خوشحال شم]