" The story can resume . I will return ,
find you , love you , marry you , and live without shame . "
-Robbie Turner
هدایت شده از 𝘸𝘳★𝘯𝘨 𝘬𝘪𝘯𝘥 𝘰𝘧 𝘮𝘢𝘨𝘪𝘤
از اینجا به اونجا 🐦⬛
دو فندق، دو نام، یک پیشگویی شوم...
میگویند در شب هالووین، وقتی مرز میان گذشته و آینده در افسانههای قدیمی باریک میشد، بعضیها برای کشف سرنوشت عشقشان به سراغ آتش میرفتند.
رسم ساده بود، اما نتیجهاش همیشه خوشایند نبود...
دو فندق انتخاب میکردند؛ روی هرکدام نام یکی از دو نفر را میگذاشتند و آنها را در نزدیکی آتش قرار میدادند.
بعد سکوت میکردند و منتظر میماندند.
🌰 اگر فندقها کنار هم باقی میماندند: نشانهای از پیوند و سازگاری تلقی میشد.
🌰 اگر یکی از فندقها ناگهان از آتش میپرید: آن را نشانهای از جدایی یا ناسازگاری میدانستند.
🌰 و اگر یکی با صدای بلندی میترکید: بعضی آن را هشداری شوم درباره سرنوشت آن رابطه تعبیر میکردند.
در فولکلور اسکاتلندی و ایرلندی، پیشگویی با فندق یکی از سرگرمیهای اسرارآمیز شب هالووین بود؛ شبی که مردم برای دانستن چیزهایی که هنوز اتفاق نیفتاده بودند، به نشانههای طبیعت پناه میبردند.
قانون نانوشته این بازی؟
وقتی فندقها را به آتش سپردی، دیگر نمیتوانستی انتخاب کنی کدام جواب را بشنوی،بانو. 🐦⬛