eitaa logo
انقلاب ۵۷
47 دنبال‌کننده
184 عکس
268 ویدیو
0 فایل
@mohamad_SARIFI ادمین اصلی
مشاهده در ایتا
دانلود
انشالله فردا دومین جلسه از مفهوم تصویری سوره ی فتح رو براتون میگیم
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قدر سید مجید رو بدونید ـــــــــــــــــــــــ
•📿• موسی به خضر گفت ما تو این روستا اومدیم از این مردم یه تیکه نون🍞 خواستیم به ما ندادن. اینقدر مردم بی مِهری هستن. حالا اینجا یه دیوار 🧱کج شده الکی بنایی می کنی. لااقل پول می گرفتی از اینا چرا ما به مردم بی مهر محبت می کنیم؟ اینجا بود که وقت جدایی رسید… خضر گفت: دیگه وقتشه از هم جدا بشیم. ولی قبلش راز کارهامو بهت میگم… گفت: اون دیوار مال دو تا بچه یتیمه 👦👦 زیرش یه گنج قایم شده 💰 اگه دیوار خراب می‌شد، گنج لو می‌رفت و مردم می‌بردنش. پدر و مادر این بچه‌ها آدمای صالح و خوبی بودن 🤲 خدا نمی‌خواست زحمت و خوبی اون‌ها هدر بره. می‌خواست این بچه‌ها وقتی بزرگ شدن، خودشون گنجشونو پیدا کنن و به حقشون برسن. پس چرا من مجانی کار کردم؟ چون این یه مأموریت الهی بود ✨ پاداش خوبی پدر و مادرشون به بچه‌ها می‌رسید.
امام صادق (ع) برای توضیح این آیه بهمون گفتن:خدا به موسی گفت:من فرزندان را به خاطر خوبی پدرانشان پاداش می‌دهم.💡 خیلی از نعمت‌هایی که ما داریم، شاید هنر خودمون نباشه… کار خیر مادرو پدرمون بوده 🤍 شاید یه کار خیر که سال‌ها پیش انجام دادن… و برعکسش هم هست 😔 اگه کسی ظلم کنه، حق‌خوری کنه، کلاه سر مردم بذاره… سمت خودش برمی‌گرده. دنیا حساب و کتاب داره.🧮
حالا اون گنج چی بود؟ پیامبر میگن: یه صفحه طلا بوده که روش کلمات حکیمانه نوشته شده بوده ✨ چی نوشته بوده؟👇🏻 🔹 تعجب می‌کنم از کسی که به تقدیر الهی ایمان داره، ولی غصه می‌خوره… 🔹 تعجب می‌کنم از کسی که می‌دونه رزقش دست خداست، ولی حرص می‌زنه… 🔹 تعجب می‌کنم از کسی که می‌دونه دنیا زیر و رو میشه، ولی بهش دل می‌بنده… عجب گنجی گذاشته براشون😅 هم طلا و هم حکیمانه🙃
موافقین پویانمایی حضرت خضر و موسی رو برای بچه ها بذاریم؟
8.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Pov: وقتی بعد از دو ماه صدای بزرگوارو میشنویم!
3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منو دوستام خیلی منتظریم :)
◇📬◇ بذارین پیام یکی از دوستان در مورد چله رو بخونیم: چله‌رو از دیروز شروع کردم روز اول خیلی حالم بهتر بود. هی به خودم می‌گفتم آروم حرف بزن، مگه فاصله‌ت چقدره که داد می‌زنی؟ درسته عصبانی می‌شم و داد می‌زنم، اما به خودم تذکر می‌دادم و سعی می‌کردم آروم‌تر باشم. امروز هم تلاش خودم رو کردم، ولی انقدر ماجرا پیش اومد که تُن صِدام از دیروز بالاتر بود،اما نسبت به روزهای قبل بازم کنترل بیشتری داشتم.
☆🌱☆ رشد، قدم‌به‌قدم اتفاق می‌افته 🪴 یعنی شاید دیروز بهتر بوده، امروز یه کم سخت‌تر گذشته،ولی در مجموع داریم آگاه‌تر می‌شیم،و مهارت کنترل خشم رو یادمیگیریم. همون اول دوره گفتم قرار نیست مثل ربات با زدن یک دگمه بتونیم این صفت رو از خودمون دور کنیم🌪 از خودتون انتظار معجزه‌ نداشته باشین 🤍 ما داریم تمرین می‌کنیم،نمایش که اجرا نمیکنیم
این تمرین رو انجام دادین؟ 👀 تغییر دادن یه صفت اخلاقی (مثل خشم) اصلاً کار یه شب و دو شب نیست. ما نمی‌خوایم فقط حرف‌های قشنگ بزنیم؛ می‌خوایم این صفت‌ها واقعاً تو وجودمون نهادینه بشه. این اتفاق فقط با تمرین و تکرار اتفاق می‌افته 🪴 پس اگر هنوز شروع نکردین،بسم الله بگین و دست به قلم بشین✍🏻 یادتون باشه تا پنجشنبه فرصت داریم این تمرین رو جدی انجام بدیم. اگر هم دوست داشتین، میتونین برامون بنویسید